تبلیغات
خرید بک لینک
 
  • نویسنده : admin , نوشته شده در: ۲۳ آبان۱۳۹۵
  • تاريخچه موسيقي

    تاريخچه موسيقي ريشه اصلي موسيقي ریشه های اصلی موسیقی در ایران و یونان بوده است و غربی ها طبق روایتهای تاریخی موسیقی جدی و هنری وتقریباً مدون خود رااز سده چهارم میلادی شروع كردند و قدیسی موسیقی را از طریق كلیسا به اهمیت ویژه رساند. موسیقی این دوره اغلب مذهبی و محدود به آثار خاصی در ارتباط با حكایتها و دستور العملهای كتاب مقدس (انجیل) و خواندن سروده های آن بوده است. البته پیش از قرن چهارم میلادی هیچگونه اطلاع صحیحی از وضع موسیقی در دست نیست، تنها از كتابهایی كه از آن زمان بیادگار مانده بخصوص در نوشته های پیروان مسیح نام آوازی كه مربوط به روایات مسیح پیش از حركت و صعود به كوه زیتون است ذكر شده است. تا آنزمان موسیقی بصورت مونوفونی (یك صدایی) بوده و از سده نهم میلادی پولیفونی (چند صدایی) در موسیقی مورد استفاده قرار میگیرد و بتدریج تحولی در صدا دهی موسیقی بوجود می آید. تا قرن هفدهم موسیقی مطلقاً در اختیار اشراف و دربارها و بخصوص كلیسا بوده بطوریكه اگر گروههای ذكر شده حمایت و پشتیبانی خود را اواسط قرن هفدهم كم كم و بتدریج موسیقی از تسلط كلیسا و دربار خارج میشود و با حضور باخ كه از موسیقیدانان بنام آلمانی است شمایل و كارآیی این هنر رو به تغییراتی می گذارد، البته باخ دراختیار كلیسا و اشراف بوده و حقوق دریافت می كرده اما تحولی عظیم در موسیقی غرب ایجاد نمود. موسیقی در دورة رنسانس در اواخر قرن ۱۵ میلادی تحول بزرگی در افكار و عقاید دانشمندان اروپا بوجود آمدكه بنیان علوم قدیم را در هم ریخت به این مناسبت دوره ای را كه صفحه جدیدی در تایرخ تمدن اروپا باز كرد رنسانس یا تجدید حیات نامیدند. پیشوای تجدد حیات اروپا بیشتر كشور ایتالیا بود كه با ظهور نویسندگانی مانند ماكیاول و تاسو و هنرمندان بزرگی چون برامانته/ لئوناردو داوینچی/ رافائل و میكل آنژ این تحول بزرگ را بنیان نهاد. همچنان كه یونان مهد تمدن قدیم بود. ایتالیا بانی تمدن جدید اروپا شد. پلی فونی (یعنی چند صدایی) از قرن ۹ میلادی در موسیقی پیدا شد با این وصف علمی كه امروز آنرا هماهنگی با هارمونی می نامند. هنوز بوجود نیامده بود. از اواخر قرن ۱۵ یك قاعده كلی برای آوازها و نواهای چند صدایی وضع شد كه آنرا كنترپوآن نامیدند. طبق این قاعده چند آهنگ مختلف كه در یك زمان شنیده می شود باید طوری با هم تركیب شو دكه گوش آنرا نامطبوع تشخیص ندهد. واژه كنترپوآن لاتینی و معنای آن نقطه در مقابل نقطه است منظور از نقطه در برابر نقطه، نت یا ملودی در برابر ملودی است. كنتراپون در قدیم نوعی موسیقی را گفته اندكه شامل ۲ یا چند صداست و نت های ملودی هر بخش بانت های متناظر بخش یا بخش های دیگر هم زمان اجرا می شود. آغاز دوره جدید در موسیقی غرب: قرن ۱۷ مقارن با یك سلسله تحولات بزرگ موسیقی است و در حقیقت هنر جدی و كلاسیك موسیقی از ابتناء، این دوره شروع میشود. دوره باروك م ۱۷۵۰ – ۱۶۰۰ – باروك در اصل به سبك معماری متعلق به قرون ۱۷-۱۸ و یا دقیقتر از سال ۱۶۰۰ تا سال ۱۷۵۰ میلادی در آلمان و اطریش اطلاق می شد و بر همین زمینه گاهی موسیقی همان دوره را نیز چنین نامیده اند. كلمه باروك احتمالاً از نام نقاش ایتالیایی كنت باروچیو مأخوذ است كه سبكی خشن در هنر نقاشی داشته است. برخی ازهنر شناسان و محققین فرانسوی این اصطلاح را برابربا زشتی، زمختی و ناهنجاری در هنر گرفته اند… موسیقی باروك، موسیقی متداول بین سال های ذكر شده می باشدكه تقریباً دارای هارمونی در هم برهم و مدگردی خشن و ناهنجار و غیر طبیعی بوده است. آهنگسازان مشهور این دوره سباستیان باخ، فیلیپ امانوئل باخ، جورج فردریك هندل، آنتونیو ویوالدی و تعدادی دیگر می باشد. موسیقی دوره كلاسیك: ۱۸۲۰ – ۱۷۵۰ از سال ۱۷۵۰ به بعد شاهد ظهور دوره جدیدی هستیم. این كلمه مفاهیم مختلفی دارد. كلاسیك هنر دوران روم و یونان باستان هر آثار جاودان و پایدار و بیاد ماندنی (دوره كلاسیك) هنرتجسمی موسیقی نوازن و وضوح ساختاری در دوره باروك تفكر عقل گرایی بود و به پیچیدگی خیلی اهمیت می دادند، در نتیجه طالب زیبایی تنها نبودند كه آهنگسازان دوره كلاسیك مثل ۱ـ ژوزف هایون ۲ـ ولفاگانگ آمادئوس موتسارت ۳ـ لودویك ون بتهوون و خیلی آهنگسازان دیگر در كنار پارامترهای پیچیده علمی و فنی به زیبائیهای موسیقی نیز اهمیت داده و آثار جاودانی خلق كردند. دورة رمانتیك: ۱۸۵۰ – ۱۸۲۰ جنبشی مهم در هنر قرن نوزدهم به ویژه در ادبیات و نقاشی كه تادهه اول قرن بیستم نیز ادامه یافت. در هنر موسیقی میتوان جوانه های آنرا در آثار بتهوون و افول این دوره را در آثار دبوسی دانست. دوره رمانتیك را تاریخ نویسان بر ۳ مرحله تقسیم كردند نخست دوره ای است مابین سال های ۱۸۲۰ تا ۱۸۵۰ كه آنرا غالباً رمانتیك اولیه نامیدند پس از آن مرحله دوم سال های ۱۸۵۰ تا ۱۸۹۰ را شامل است و مرحله سوم كه آنرا دورة رمانتیك نو یا نئورمانتیك نیز گفته اند فاصله بین سال های ۱۸۹۰ تا ۱۹۱۰ را شامل می شود. در دورة باروك موسیفی حالت خفقان داشت و از قواعد شدید علمی تبعیت میكرد، در دوران كلاسیك موسیقی مثل جوانه ای است كه در حال رشد كردن است. خصوصیت سبك رمانتیك در موسیقی در مقابل سبك كلاسیك اهمیت یافتن بیان احساسی و درونی در برابر عوامل موسیقایی مانند ریتم، هارمونی و فرم و توجه به زیبائیهای ناشی از آنها است اگر چه نمیتوان نقش عوامل اخیر را در موسیقی دورة رمانتیك ناچیز انگاشت اغلب آهنگ سازان این دوره شدیداً تحت تأثیر سنت ها و عادات ملی و بومی بودند.

  • برچسب‌ها, , , ,
  • نظرات درباره این مطلب